عبد الله قطب بن محيى
379
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
مخالف آن مرض باشد ، اما اگر حالت مخالف امرى مقرر باشد كه ماده را شخصا و نوعا و جنسا توجه به استبدال آن نباشد ، آن را صحت ضعيفه بايد شمرد نه مرض ، چنانكه سنگ را به سبب آنكه بينايى ندارد اعمى يا ارمد نتوان گفت ، اما در وى انحطاط رتبه باشد و اشاره شد كه اين سخن ( را ) غورى هست . اين است آنچه جارى شد در مجلس و براى آنكه شايد مستمع را همهء آن ياد نباشد و محل اشتباه خود با ياد نتواند آورد كه از آن بپرسد آنچه در مجلس مذكور شد در اين مسطور بالمسطره اعاده شد . اكنون در اين مسطور تأمل كند و محل اشتباه خود باز پرسد تا هر كدام كه به زيادتى ايضاح محتاج باشد ، ايضاح يابد تا معانى كه گفته شد ضايع نشود ، چه غرض از گفتن رسيدن است به افهام و اللّه ولىّ التوفيق . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 155 - [ آدمى را خاصيّتى است جامع تمام خواص كه متفرق است در اجزاى عالم ] من عبد اللّه قطب الى وليّى الامير محب الملّة و الحق و الدّين الشيخ محمد كان الله له . چنانچه هر چيز را خاصيّتى هست آدمى را نيز خاصيّتى هست ، مثلا خاصيت آهن آن است كه اگر از وى آيينه سازند چيزها در او بنمايد و خاصيت سنگ آبگينه آن است كه اگر از وى آبگينه سازند ، چيزها از وراى آن بتوان ديد و على هذا القياس هر چيز را خاصيّتى است كه چون تربيت لايق بيابد آن خاصيت از وى ظاهر گردد ، همچنين آدمى را خاصيتى است كه اگر تربيت خاص به او بيابد آن خاصيت آشكارا شود ، اما اگر تربيت نيابد آشكارا نشود ، چنانچه آهن كه خام بماند چيزى در وى ننمايد و سنگ آبگينه كه در كوره نبرند و صافى نسازند ، چيزها از وراى آن نتوان ديد و خاصيت آدمى خاصيّتى است جامع تمام خواص كه متفرق است در اجزاى عالم ، چنانچه اگر آدمى به تمام خاصيت خويش ظاهر شود ، هرچه از چيزى از چيزها آيد از وى همان آيد .